پرنسس بی‌حوصله
شبیه هیچکس نیستم😏

یکی از بهترین کلاسایی که داریم کلاس خلاقیت نمایشیه...

چهارشنبه که کلاس داشتیم استاد گفت صندلی هارو دورتا دور بچینید...بعدش تخته پاک کنو انداخت وسط کلاس و رو تخته چهار تا سوال نوشت...اول بزرگترین آرزوتون دوم بزرگترین ترستون سوم نقطه قوت چهارم نقطه ضعف اون تخته پاکن وسط کلاسم نماد شی که برامون با ارزشه ...بچه ها یکی یکی اومدن از آرزوهاشون و اینا گفتن هرکی دوست داشت میومد جالب این که دغدغه هامون مثه هم بود  ته آرزوهامون تاثیر گذاری بود...

بچه ها اومدن و رفتن بعد دیگه کسی نیومد استاد به بعضیا گفت بیان ولی نیومدن اگبار نکرد به من گفت یهو بلند شدم😐 دستام میلرزید میترسیدم ولی تونستم تو جمع از خودم بگم ...حس خوبی بود...

بزرگترین آرزوم بتونم به مردم کمک کنم باهاشون همدردی کنم و احساس همدلی به وجود بیارم بخندونم مردمو...

بزرگترین ترس ندارم...یعنی فک میکنم با همچی میشه کنار اومد...

نقطه قوت آدم صادق اهل زرنگ بازی نیستم

نقطه ضعف کم اعتماد ب نفس و خجالتی

شی مورد علاقه دوتا عروسک و موبایلم

...

جمعه بیست و سوم آذر ۱۳۹۷ + 22:33 + رها +



سلام به همگی 

یه مدت نبودم...یعنی بودم ولی حوصله پست گذاشتن نداشتم😆دیگه یکم ذهنم مشغول بود نمیشد عوضش یکم اینستا رو فعال کردم😆

دیروز سالگرد وبلاگ بود...یه سال شد که من از خاطراتم از خودم از احساساتم از درک نشدنا از عاشق شدنا از انتخاب رشته از مدرسه از دانشگاه و...می نویسم...وبلاگ از اولم حس خوبی برام داشت و خوشحالم هنوزم وبلاگو دارم و مینویسم نظراتتون تو هر زمینه به من خیلی کمک کرد حدود شش هفت ماه پیشم یکی به اسم과자 خیلی کامنت میذاشت و من نظراتشو دوست داشتم...نمی دونم چبشد رفت‌‌‌...ممنونم از همه مخصوصا بلوریتا که همیشه کمکم کرد و دوست خوبم سعیده که همیشه به من کمک کرده و کسی بود که منو با وبلاگ آشنا کرد و بهترین دوست دنیاس😍😍😍😍سعی میکنم ازین به بعد فعال تر باشم چه اینستا چه اینجا...درسته کسایی که وبلاگمو میخونن کمن ولی همونا برام خیلی باارزشن که وقتشونو اختصاص میدن به من...مرسی از همگی ❤❤❤ امیدوارم سال دیگه که دوسالگرد وبلاگ میگیرم در جایگاه و روحیه ی بهتری باشم❤❤❤

خب امروزم دانشگاه نرفتم 😑 به هرحال سه تا غیبت برای پر شدنه دیگه 😂 ولی جدی یه هفتس که تنم درد میکنه به شدت خوابالود و خسته ام 😐 پنجشنبه که برگشتم خونه همش خواب بودم دیروزم همینطور😑😑😑نمی دونم خستگی راهه چیه...البته سه شنبه هام بسیارررر خوابالودم کلا 😐😐😐 چون با سه استاد خسته کننده کلاس داریم😑

زده به سرم برم گرایشمو عوض کنم به نمایش عروسکی😐از وقتی با ماپت ها آشنا شدم این اتفاق افتاد از اولم شک داشتم😢😢😢حالا درسامون تا ترم چهار یکیه ...ببینم چی میشه😐

 

سه شنبه بیستم آذر ۱۳۹۷ + 10:38 + رها +



سلام دوستان خوبین؟

میخواستم راجع به عشق و ازدواج و اینا حرف بزنم ...اینا تماما نظر شخصی منه و هیچ تحمیلی برای کسی نیست...

این ماجرای عاشق شدن منو که فهمیدین...اون روز با دوستام داشتم راجع به این مورد حرف میزدم یا با خیلیا حرف زدم و تجربیات خیلیا رو خوندم به نتایج جالبی رسیدم...

بعضی ها اعتقادشون بر اینه که پسرا ارزش اینو ندارن که بهشون ابراز علاقه بشه یا حتی پسری ترک کرد لیاقت ندارن یا ما دخترا خیلی احساساتی هستیم و تحت تاثیر قرار میگیریم...

من میگم پسرام انسانن ارزش دارن که بهشون ابراز علاقه بشه ارزش دارن که آدم جواب نه شنید ناراحت بشه ...هم دخترا و هم پسرا تو ناخودآگاهشون فردی تو ذهنشون دارن که بهشون علاقمند بشن و طبیعتا وقتی اینارو تو فردی ببینن جذب میشن...دلیلش بر هول بودن و آویزون بودن نیست دلیل بر سادگی نیست...من حقمه تو یه رابطه حرف دلمو بزنم...

راجع به ازدواج...

پسرا عقیدشون اینه که پول ندارن کار ندارن خونه ندارن دخترام عقیدشون اینه که میخوان زندگی کنن و خوش بگذرونن و مسئولیتای خونه رو نداشته باشن...

من میگم وقتی کاراقتصادی کار خونه همچی تقسیم بشه کسی برای کسی تعیین تکلیف نکنه یه رابطه متعهد داشتن سخت نیست...(حتی رابطه دوستی جدی)

شاید من یکم رویایی ام تو این قضیه...

یه چیز دیگه من فکر نمیکنم با ابراز علاقه چیزی از ارزش هام کم بشه...

 

در فکر معشوقم هنوز...شاید منو دوست نداشته باشه ولی من دارمش:)

پنجشنبه یکم آذر ۱۳۹۷ + 21:27 + رها +